توهم دانایی در عصر انفجار اطلاعات وقتی گوگل جایگزین دانشگاه می شود به گزارش توسعه دهندگان، همه چیزدانان جدید ترجیح می دهند با تأکید بر اطلاعات سطحی، درباره ی ی مسایل کلانی چون سیاستهای پولی یا اپیدمیولوژی بیماری ها اظهارنظر کنند. به گزارش توسعه دهندگان به نقل از مهر، «تخصص» نه فقط یک مهارت فنی، بلکه یک ارزش اخلاقی و ستون فقرات تصمیم سازی باید باشد. در جوامعی که این مدل را پیروی کنند، مرزهای میان «اظهارنظر شخصی» و «تحلیل کارشناسی» به وضوح ترسیم شده است. اما در زیست بوم متضاد با آن، پدیده نگران کننده ای تحت عنوان «دموکراتیزه شدن تخصص» به مفهوم منفی آن شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن هر فرد به خود اجازه می دهد در پیچیده ترین مسایل اقتصادی، پزشکی، حقوقی و فنی، حکمی قطعی صادر کند.نخستین لایه این بحران، ریشه در سوءبرداشت از مفهوم دسترسی به اطلاعات دارد. با گسترش شبکه های اجتماعی و دسترسی همگانی به قطعات پراکنده ی دانش، نوعی «توهم تخصص» در لایه های مختلف جامعه شکل گرفته است. فرد با خواندن چند مطلب کوتاه یا تماشای چند ویدئوی تقطیع شده، تصور می کند به عمق یک مطلب پی برده است.این «دانش فست فودی» منجر به حذف فرایند دشوار یادگیری و تأمل شده است. در حالیکه تخصص واقعی محصول سال ها استمرار، شاگردی و تجربه است، «همه چیزدانان جدید» ترجیح می دهند با تاکید بر اطلاعات سطحی، در رابطه با ی مسایل کلانی چون سیاستهای پولی یا اپیدمیولوژی بیماری ها اظهارنظر کنند. این وضعیت، لایه نخبگانی را منزوی کرده است؛ چونکه کلام دقیق و پیچیده ی متخصص، در هیاهوی پاسخ های ساده و عوام پسند شنیده نمی شود.«همه چیزدان جدید» ترجیح می دهد با تاکید بر اطلاعات سطحی، در رابطه با ی مسایل کلانی چون سیاستهای پولی یا اپیدمیولوژی بیماری ها اظهارنظر کند. این وضعیت، لایه ی نخبگانی را منزوی کرده است؛ چونکه کلام دقیق و پیچیده ی متخصص، در هیاهوی پاسخ های ساده و عوام پسند شنیده نمی شوداین مسئله نه فقط مسئله ای دانشگاهی و دانشگاهی است که در حوزه های علمی دینی نیز امکان وقوع دارد. چنانکه آیت الله ابوالقاسم علیدوست در رابطه با چالش های فقه مسایل نوپدید مدتی پیش اظهار داشت: « اگر فقیه بخواهد وارد شود، باید شرایطی را رعایت کند؛ اولاً درحد گسترده از کارشناس فن استفاده نماید، این که در ویکی پدیا مقاله ای بخواند یا یکی از شاگردان و همکارانش مقاله ای را در اختیار او قرار دهند کفایت نمی نماید. حتی درسهای خارج باید مشترک با یک کارشناس فن اجرا شود. »سایش اعتبار «روپوش های سفید» و «صندلی های دانشگاه»تخصص گریزی تنها یک پدیده فرهنگی فردی نیست، بلکه ریشه در سایش اعتبار نهادهای علمی دارد. وقتی سیاستگذاری های کلان با برچسب «کارشناسی» منجر به نتایج نامطلوب و ناصحیح می شوند (مانند طرح های نافرجام اقتصادی)، جامعه نسبت به اصل مفهوم «تخصص» بدبین می شود.این «بحران اعتماد» موجب می شود که مردم بجای اعتماد به نهادهای رسمی و دانشگاهی، به سوی مراجع غیررسمی، شبه علم و حتی نظریه های توطئه سوق پیدا کنند. وقتی مرز میان «علم» و «سوداگری» یا «علم» و «سیاست» مخدوش شود، اولین قربانی، تخصص اصیل است. در چنین فضایی، یک «اینفلوئنسر» یک بازیگر سلبریتی یا مداح سلبریتی در فضای مجازی ممکنست بیشتر از یک «استاد تمام دانشگاه» بر افکار عمومی و حتی تصمیمات خرد مردم تاثیر بگذارد.مسئله مدیریت «غیرمتخصصان» بر «متخصصان»در لایه ی مدیریتی، بحران تخصص گریزی خود را، در مدلی نشان داده است که مدیرانی با دانش عمومی و سطحی، برای متخصصانی با دانش عمیق و جزیی تصمیم گیری می کنند. این پارادایم، منجر به تشکیل نگاه «تکنسینی» به تخصص می شود.در این نگاه، متخصص نه به عنوان «مشاور استراتژیک»، بلکه به عنوان مجری دستورات مدیر دیده می شود. وقتی یک مهندس، پزشک یا حقوقدان ناچار باشد دانش خویش را با میل غیراصولی بالادستی تطبیق دهد، تخصص او در عمل خنثی می گردد.تخصص گریزی در فضای قطبی شده ی اجتماعی تشدید می شود. در این وضعیت، اعتبار یک تحلیل علمی نه بر مبنای «متدولوژی» و «داده ها»، بلکه بر مبنای سودمندی سیاسی آن سنجیده می شود. اگر متخصص سخنی بگوید که با علایق یک طیف خاص هماهنگی نداشته باشد، به سرعت با برچسب های مختلف ترور شخصیت می شود.این سیاست زدگی دانش، شجاعت ابراز نظر را از نخبگان می گیرد. متخصصان ترجیح می دهند در حوزه ی عمومی سکوت کنند تا از ترکش های توهین و قضاوت های ناعادلانه در امان بمانند. سکوت نخبگان، فضا را برای جولان عوام زدگی علمی باز می کند؛ یعنی آنهایی که با زبان توده سخن می گویند و راهکارهای ساده اما غلط برای مسایل پیچیده ارایه می دهند.نادیده گرفتن تخصص، یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه هزینه های ملموس و میلیاردی بر کشور تحمیل می کند. توسعه یعنی «حداکثر بهره وری از منابع محدود»، و این امر جز با سپردن کار به کاردان امکان ندارد. وقتی در چیدمان اولویت های ملی، تخصص در رتبه های پایین قرار گیرد، جامعه مدام مجبور است هزینه ی «آزمون و خطاهای تکراری» را بپردازد. فرار مغزها نیز در واقع فرار «تخصص» از محیطی است که در آن، دانش ارزش واقعی اش را ندارد.برای عبور از بحران تخصص گریزی، نیازمند یک چرخش فرهنگی و ساختاری هستیم. به نحوی که انجمن های علمی و صنفی باید قدرت نظارتی و مشورتی واقعی پیدا کنند و نظر آنها در پروژه های ملی، فصل الخطاب باشد. جامعه باید بیاموزد که میان «اطلاعات خام» و «تحلیل تخصصی» تمایز قائل شود و به هر ادعایی در فضای مجازی بها ندهد و متخصصان نیز باید با حفظ استقلال فکری و پرهیز از ورود به بازیهای سیاسی، اعتبار از دست رفته ی تخصص را بازگردانند. قدرت واقعی یک کشور، در سلسله مراتب دانایی آن نهفته است. احترام به تخصص، نه یک انتخاب مدیریتی، بلکه یک «ضرورت تمدنی» برای بقا در جهان پیچیده ی امروز است.فرد با خواندن چند مطلب کوتاه یا تماشای چند ویدئوی تقطیع شده، تصور می کند به عمق یک مطلب پی برده است. این وضعیت، لایه ی نخبگانی را منزوی کرده است؛ چراکه کلام دقیق و پیچیده ی متخصص، در هیاهوی پاسخ های ساده و عوام پسند شنیده نمی شود این مساله نه فقط مساله ای دانشگاهی و دانشگاهی است که در عرصه های علمی دینی هم امکان وقوع دارد. در این نگاه، متخصص نه به عنوان مشاور راهبردی، بلکه به عنوان مجری دستورات مدیر دیده می شود. منبع: pcdevelopers.ir 1405/02/20 16:57:39 5.0 / 5 4 تگهای خبر: تخصص , توسعه , حقوق , شبكه این مطلب را می پسندید؟ (1) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط گوگل، مایکروسافت و xAI مدل هایشان را به دولت ترامپ پیشکش می کنند با قطع کردن اینترنت، تولید متوقف گردید، موج بیکاری شکل گرفت و نرخ سرمایه گذاری سقوط کرد اوپن ای آی همنشین دیجیتالی ساخت سامسونگ باید به زد تی ای غرامت بدهد نظرات بینندگان در مورد این مطلب لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید = ۲ بعلاوه ۴ ارسال نظر